آشتی با خودم
سلام دوستای گلم .
من اومدم . همون ترنم سابق که یه زمونی شیطنت و شادی از سر روش می بارید . اما روزگار باهاش بدتا کرد . ناشکر نیستم . راضی ام به رضاش . مهم اینه که ازین پس خودم باشم . تو این مدت خیلی درسها گرفتم خیلی . که اگه بخوام هر یه دونه شو باز کنم واستون می شه یه کتاب . فقط خلاصه بهتون بگم تو زندگی تون هیچ وقت به کسی اعتماد نکنید هیچ کس. نه اینکه اعتماد نکنید نه . فقط به طور کامل اعتماد نکنید چون :وقتی به طور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید در نهایت دو تا نتیجه کلی دارید :
شخصی برای زندگی یا درسی برای زندگی . که واسه ما نتیجه ش درسهای فراوون بود که همش نشستیم غلط املایی هامون رو با پاک کن پاک کردیم :(
واسم دعا کنید که روحیه قبلی مو بدست بیارم و بشم همون ترنم سابق همیشگی . مدتها بود با نت و همه چی قهر کرده بودم . دور خودم یه پیله کشیده بودم . خیلی از دوستامو تو این وادی از دست دادم . روزی به خودم اومدم دیدم هیچ کسی دور و برم نیست . بخاطر چی ؟ هیچی . فقط فهمیدم که هیچ وقت نباید بخاطر هیچ کس دست از ارزشها کشید چون زمانی که اون فرد دست از تو بکشه ، تو می مانی و یک (من ) بی ارزش !
روزهای خوب تنهاییمو مدیون دوست خوبمم که همیشه تو همه مراحل کنارم بود . اسمی ازش نمیارم . اما همیشه واسش دعای خیر می کنم که واقعا با حرفاش منو برگردوند به دنیای امروز . بعدش مدیون دعاهای مادرمم خیلی دوسش دارم . خدا رو شکر می کنم که کنارشم و یه لحظه دیدن نگاه مادرم و بوییدن عطر تنشو با دنیا دیگه عوض نمی کنم . از خدا می خوام کمکم کنه و عمری باعزت بهم بده که بتونم خدمتگذارش باشم . از شمام می خوام خیلی دعام کنید . دوستووووووووووووون دارم .
-----
در آخر جا داره از آقای کاظمی تشکر ویژه ای بکنم ایشون وقتی من وبمو پاک کرده بودم تیدتید جدیدی ساخته بودن اما وقتی فهمیدن تیدتید مال من بوده لطف کردن و واگذارش کردن دوباره به خودم . :)

آمده ام که باز بنویسم ، چه بسا بسیار زود باشد یا که بسیار دیر... اما می نویسم تا بدانی که احساس خوشبختی می کنم . آری من خوشبختم . چون مفهوم این جمله را کاملا یافته ام :